امروز درباره «تم داستان» حرف میزنیم.
اگر از شما بپرسند اهل غرق درباره چیست؟ شما چه جواب میدهید؟
۱-درباره روستایی دور افتاده است و مردمی که باورهای خاص خود را دارند (شما اینجا از خط داستانی حرف میزنید).
۲-درباره مه جمال است و زایر احمد حکیم (ازشخصیت ها حرف میزنید).
۳-درباره تقلا و تلاش آدمهاییست در مقابل سختیهای طبیعی و غیر طبیعی.
(درباره درونمایه -مفهوم و مضمون اصلی کتاب یعنی تم کتاب حرف میزنید که با پیام نویسنده همراست).
تم یک داستان یا شعر به معنای عمیقتر آن داستان یا شعر اشاره دارد.
در فارسی برای کلمه «تم» تعریف واحدی ارأئه نشده یا به زبان خودمان رفقا بر سر یک پرچم توافق نکردهاند. طبق معمول هرکس خر خودش را میراند. ما همه خرسواران ماهری هستیم که گاهی راه خود را گم میکنیم. چارهای نیست این یک معضل فرهنگیست. چیزی که سیستمهای استبداد شرقی سعی در نابود کردنش دارند قرار نیست واژه به واژه تعریف شود.
رمان -داستان کوتاه و کتاب خاطرات حتما درونمایه یا موضوع یا مضمونی دارد که نویسنده میخواهد آن را با خواننده درمیان بگذارد. تم داستانی همان درونمایه -مضمون یا فکر اصلی داستان است.
اما تم فقط فکر نیست فقط ایده نیست. تم همیشه با نظرگاه نویسنده همراهست.
تم داستان مزرعه حیوانات قدرت و فساد یک جامعه بسته است اما جورج ارول نظر خودش را هم درباره این جامعه به ما میگوید.
تم داستان «شبهای شورانگیز» من جستجوی عشق در واویلای جنگ وانقلاب است و من به عنوان نویسنده نظرم را لابلای كلمات و سطور به خواننده میگویم. نظرم درباره جنگ و عشق و انقلاب.
تم نمایشنامه «رميو و ژولیت» اختیار و تقدير ست. چقدر در زندگی اختیار داریم. چقدر میتوانیم زندگیمان را کنترل کنیم. آیا تقدیر بر هستی ما حاکم است.
«دکتر فاوست» درباره تقابل روح شیطانی و فرشته خوییست. داستانی که آدمی هزاران سال است با آن درگیرست.
«زنگها برای که به صدا درمیآیند» درباره جنگ است تم مسلط آن جنگ است.
«خودخواهی و غرور بشری»، تمی است که ما در سفر پیدایش تورات و فرانگشتاین و ایلیاد هومر میخوانیم .
کافکا روی تم هويت کار میکند کی هستم؟ کی هستیم؟ چگونه آدمی میتواند سربار فامیل و خانواده باشد. غریبه درجمع- غیر قابل لمس -این قدر دور این قدر غریب؟
تم کتاب کشتن مرغ مقلد-جنایات و مکافات و هملت عدالت خواهیست. آیا انتقام به عدالت میانجامد؟ یعنی اگر هملت انتقام خون پدرش را بگیرد همه چیز به سامان می شود؟ چطور میشود از عدالت در جامعهای حرف زد وقتی همه چیز بر علیه سیاهپوستان است؟
در بلندیهای بادگیر امیلی برونته ما با تم جستجوی عشق سر و کار داریم. جستجوی بیامانی که گاهی به جایی نمیرسد.
در کتاب دلبند تونی ماریسون تم اصلی عشق قربانی شدن است.
خب! خیال میکنم مثال کافیست. در سفرها این جا و آن جا دوستانی که به من لطف دارند کتابهایشان را به من میدهند. به جرات میتوانم بگویم که پلات یا طرح تمام داستانها عالیست اما روی داستان به جز پلات کارهای دیگری هم باید کرد. دیدگاه خاص نویسنده که از طریق کار روی تم داستان و بهکارگیری واژههای اساسی و کارکترسازی و فضاسازی و…ارائه میشود نیاز به کار دارد. نوشتن هر کلمه توان جستجو میخواهد. کلمه فقط آنی نیست که ما در فرهنگ لغتها میخوانیم، کلمه مثل تکهای جواهرست باید کنار کلمات دیگر چنان قرار بگیرد که هماهنگی -یکدستی و زیبایی کار را چند برابر کند. ما در شرق زندگی میکنیم و در استبداد شرقی داستانها برای گفتن داریم اما تکه تکه این داستانها را کار کردن- صحنه به صحنه- کلمه به کلمه- این کار یکی دو روز نیست. ساده نگیرید. مقصودم این است که برای انتقال تم یک داستان نیاز به خواندن و خواندن و خواندن فراوان دارید. انتخاب کلمات -کلماتی به جا دقیق، تازه و نه نیمه جان، مستعمل و از کار افتاده حتی میتواند مهر یک نویسنده متفاوت بر کار شما بزند. من در همین متن میتوانستم بگویم در دوره جنگ و انقلاب اما نوشتم در واویلای جنگ وانقلاب- با انتخاب کلمه واویلا تم اصلی داستان را روشن و در یک سطح بالاتری به شما منتقل کردم.
باز درباره تم -انتخاب کلمات -کاری که شخصیتها در پیش برد تم اصلی داستان میکنند و….حرف میزنم.
Copies of this work/manuscript/image may not be reproduced without permission from the author. Contact her at moniravanipor@gmail.com for permission to reprint and/or distribute.



عالی
بسیار آموزنده 🙏