بانو روانپور عزیز ،دلم به حال خودمون سوخت ، اولین کتاب شعری که از من برای ارشاد ارسال شد سه شعر به دلیل فقط سه کلمه ، بوسه ، آغوش، و لمس اندام حذف شد . آنها به من گفتند یا شعرها را حذف کن و یا مجوز را بیخیال شو . نوشته شما را با تمام وجود درک کردم و بدترین قسمت ماجرا برای من نویسنده نوپا این بود که گفتند شعرهایت را به امام زمان تقدیم کن ...
بسیار عالی بود. یادم هست که در جلسه ی اول کلاس خاطرات نویسی هم به این سوال پرداختیم و چه پاسخ های درخشانی دوستان به این سوال دادند.
پاسخی که من اون روز دادم وهنوز هم بهش معتقدم این است که در ایران تا همین صد سال اخیر زنان را از مدرسه رفتن و آموزش محروم کرده بودند که درس خواندن دختران در اسلام حرام است. در نتیجه نیمی از جامعه از خواندن و نوشتن و اندیشیدن منع بودند. و نیم دیگر که مردان بودند فرصت تبادل فرهنگی با زنان را از دست داده بودند. چیزی که در جوامع سرکوبگر و بسته ی خارج از خاورمیانه نمی بینیم. عدم توانایی خواندن و نوشتن در زنان ایرانی ضربه ی مهلکی به فرهنگ و ادبیات ایران زده که به هبچ وجه قابل جبران نیست.
نظرها در باره ی این موضوع بسیار زیاد و متفاوته. من اما معتقدم قرن ها محرومیت زنان از خواندن و نوشتن، ادبیات و فرهنگ مکتوب ایرانی را در داخل مرزهای ایران محبوس کرده وجهان آزاد غرب هرگز نه درست این ادبایت را شناخته ونه توانسته با آن ارتباط برقرار کند.
سلام روانیپور جان ـ ممکین است، یک مشکل برای نوسانده ها ایرانی جوان، ناشر های و خواند ها را پیدا کردنند. بسیار از نوسنده ها من می توانم پیدا کنم، در المانی، فرانسی، یا کاندا زندگی کنند...
منیرو جون، میشه لطفا بیشتر راجع به فردیت حرف بزنید؟ این سطر خیلی جالب بود برام: «درجامعهای که فردیتی وجود ندارد، معلوم نیست چگونه میشود از فرد حرف زد؟»
فکر می کنم اشاره ی ایشان به فرهنگ قبیله گرا و فردستیز ایران است. در فرهنگ های قبیله ای یا حکومت های توتالیته و تمامیت خواه، فرد به عنوان یک عضو مستقل و آزاد اندیش جایگاهی ندارد. بلکه عضوی از قبیله است و باید تابع قوانین قبیله باشد. قوانین قبیله هم قرن ها پیش نوشته اند و قرار نیست به هیچ تغییری بکنند. اعضای قبیله هم خود را جزوی از یک کل می دانند و فردیت به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
بانو روانپور عزیز ،دلم به حال خودمون سوخت ، اولین کتاب شعری که از من برای ارشاد ارسال شد سه شعر به دلیل فقط سه کلمه ، بوسه ، آغوش، و لمس اندام حذف شد . آنها به من گفتند یا شعرها را حذف کن و یا مجوز را بیخیال شو . نوشته شما را با تمام وجود درک کردم و بدترین قسمت ماجرا برای من نویسنده نوپا این بود که گفتند شعرهایت را به امام زمان تقدیم کن ...
فعل قبیح خوردن را هم بگین حذف کنن! دیدن هم همیشه خوب نیس. هر چیزی هم که نباید شنید ! …
چه نکته جالبی!! «ملتی که در انتظار سال نو در خانه بنشیند با ملتی که در خیابانها سال نوش را جشن بگیرد رفتار و کردار و ذهنیت یکسانی نخواهد داشت » .
بسیار عالی بود. یادم هست که در جلسه ی اول کلاس خاطرات نویسی هم به این سوال پرداختیم و چه پاسخ های درخشانی دوستان به این سوال دادند.
پاسخی که من اون روز دادم وهنوز هم بهش معتقدم این است که در ایران تا همین صد سال اخیر زنان را از مدرسه رفتن و آموزش محروم کرده بودند که درس خواندن دختران در اسلام حرام است. در نتیجه نیمی از جامعه از خواندن و نوشتن و اندیشیدن منع بودند. و نیم دیگر که مردان بودند فرصت تبادل فرهنگی با زنان را از دست داده بودند. چیزی که در جوامع سرکوبگر و بسته ی خارج از خاورمیانه نمی بینیم. عدم توانایی خواندن و نوشتن در زنان ایرانی ضربه ی مهلکی به فرهنگ و ادبیات ایران زده که به هبچ وجه قابل جبران نیست.
نظرها در باره ی این موضوع بسیار زیاد و متفاوته. من اما معتقدم قرن ها محرومیت زنان از خواندن و نوشتن، ادبیات و فرهنگ مکتوب ایرانی را در داخل مرزهای ایران محبوس کرده وجهان آزاد غرب هرگز نه درست این ادبایت را شناخته ونه توانسته با آن ارتباط برقرار کند.
سلام روانیپور جان ـ ممکین است، یک مشکل برای نوسانده ها ایرانی جوان، ناشر های و خواند ها را پیدا کردنند. بسیار از نوسنده ها من می توانم پیدا کنم، در المانی، فرانسی، یا کاندا زندگی کنند...
منیرو جون، میشه لطفا بیشتر راجع به فردیت حرف بزنید؟ این سطر خیلی جالب بود برام: «درجامعهای که فردیتی وجود ندارد، معلوم نیست چگونه میشود از فرد حرف زد؟»
فکر می کنم اشاره ی ایشان به فرهنگ قبیله گرا و فردستیز ایران است. در فرهنگ های قبیله ای یا حکومت های توتالیته و تمامیت خواه، فرد به عنوان یک عضو مستقل و آزاد اندیش جایگاهی ندارد. بلکه عضوی از قبیله است و باید تابع قوانین قبیله باشد. قوانین قبیله هم قرن ها پیش نوشته اند و قرار نیست به هیچ تغییری بکنند. اعضای قبیله هم خود را جزوی از یک کل می دانند و فردیت به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
واویلاااا