دوست بوکوفسکی-Charles Bukowskiشاعر امریکایی تصویری تلفن می زنه وبه من میگه که دانشگاه فلان دست نوشته ها و به کلی ارشیو نوشته هاشو به مبلغ فلان خریده.اوکه مرا خیلی بیشتراز ایرانیان مدعی آزادی وبرابری و …می شناسد ومیزان کارهایی را که این سال ها کرده ام می داند- بی خبر از فرهنگ ما به من پیشنهاد می کنه که من هم ارشیو نوشته هایم را به مراكز شعر وادبیات فارسی در دانشگاه های امریکا بدم و به قول خودش این نوشته ها را به انها بفروشم تا به تدرج بتوانند انها را حتی بعد از مرگ نویسنده منتشرکنند.به زور زهر خندم راکنترل می کنم و به او نمی گویم که چه جوری نوشته های هیجده سالگی ام را سه شنبه ها منتشر کرده ام و چه واکنش هایی داشته و چند نفر انها را خوانده اند.
نوشته هات رو واقعا جمع و جور کن . شاید روزگار عوض شد ، خدا رو چه دیدی 🤞🏻
این کار خدا و روزگارنیست.به فرهنگ یک قومی ربط دارد..
جاک هیرشمان، هرولد نورس ـ اما نه، درستید ـ دوست ها بودند چون شاعرانی بودند، نه چون مشروب ان بودند
you can write your comment in English if you want.
روانیپور خانم، ها ها، دوست های بوکوسکی همباشه عرق خورهمچین ها بودند، نه دراست؟
نه . مگه دوستای من مث من هستن؟
نه.
😞امیدوارم برای ما فارسی زبانان هم این انفاق بیفته و نویسندگان قدر ببینند ❤️
😔😔